مضاعف سازی
reduplication
مضاعف سازی فرایندی است ، که در آن یک وند با عناصر واجی(phonological material) که از پایه وام گرفته شده است، تحقق می یابد.
بنا به نظر ساپیر تکرار همه یا بخشی از عنصر ریشه ای(radical element) مضاعف سازی است. همچنین او هر گونه تکرار، بسط در اندازه، و امتداد(continuance) را نوعی از مضاعف سازی می داند. اما کاتامبا در کتاب مورفولوژی اش از منظری محدود تر به مضاعف سازی می نگرد. به نظر کاتامبا ان عنصری که تکرار می شود باید دارای هدف اشتقاقی یا تصریفی باشد. او همچنین از نمونه هایی مانندharum-scarum / brain-drain / dodo صرف نظر می کند، زیرا این نمونه ها هیچ کارکرد دستوری یا معنایی را شامل نمی شود.
کاتامبا در بحث از مضاعف سازی این سوال را مطرح می سازد که آیا مضاعف سازی تنها کپی کردن یک سازه است. او در پاسخ این سوال خود اذعان می دارد که بخشی از مضاعف سازی عبارت از تکرار کامل پایه است و مثالی از زبان والپیری، یکی از زبان های استرالیایی، می آورد که در آن اسم هایی که بر انسان دلالت دارد با مضاعف سازی کامل(total reduplication) جمع بسته می شود:
Singular plural
----------- -----------
kurdu child kurdukurdu children
kamina girl kaminakamina girls
mardukuja woman mardukujamardukuja women
اما از این دست مضاعف سازی ها چندان مشکلی به بار نمی آورد. به مثال زیر اگر توجه کنیم می بینیم که تنها هجای cv کپی شده است: (مثال از زبان ماؤریmaori)
a. tango (takes in hand) tatango (snatch)
kimo ( wink ) kikimo keep the eyes firmly closed
b. nui (big) nunui (big plural)
moe (sleep) momoe sleep together
(close the eyes) (keep the eyes closed)
در این مثال ها هیچ سازه ای کپی نشده است بل که تنها بخشی از آن دو باره تکرار شده است. کاتامبا پس از این موارد چنین نتیجه گیری می کند که نباید به اشتباه مضاعف سازی را تنها کپی کردن سازه ها قلمداد کرد. گاهی اوقات مضاعف سازی ممکن است تکه هایی از پایه را کپی کند که نه تکواژ باشند و نه هجا. در ادامه بحث او از نظریه ساختواژه هموندی و الگوی واکه-همخوانی(cv-templates) که به دست مک کارتی و مرنتس(marantz) بسط یافته (تا الگویی برای توصیف مضاعف سازی هم بشود) نام می برد.
Cv-templates and Reduplication
Underspecification
مک کارتی و برسلاؤ در باره مضاعف سازی چنین نظر می دهند:" مضاعف سازی وضعیت بخصوصی از ساختواژه وند افزا (affixational morphology) است؛ هر آن گاه که وند ها از نظر واجی underspecified باشند، باکپی کردن زنجیره مجاور صورت آوایی خود را در یافت می دارند."(ر.ک. ص.184 از کتاب کاتامبا
به عبارتی دیگر مضاعف سازی اساساً وند افزاییِ یک الگوی تکواژی به ستاک(stem) است (به شکل اسکلتcv (cv-skeleton) ). عموما، یک مدخل واژگانی حاوی مختصات معنایی، نحوی، ساختواژی، و واجی برای یک تکواژ است. در مضاعف سازی به عنوان فرایند وند افزایی الگوی اسکلتیcv که به توسط وند معرفی می شود،underspecified می باشد. ( متاسفانه برای underspecification هیچ معادلی در فارسی نیافتم؛ این واژه در ساختواژه واژگانی کاربرد دارد، ر.ک. ذیل خود واژه در :
Crystal, David. (1991) A dictionary of linguistics and phonetics. London: Black well publisher.)
تکواژ مضاعف دارای یک مدخل واژگانی واجی ناقص می باشد. در حالی که مختصات نحوی معنایی آن مشخص می باشد، بخش واجی مدخل ناقص است. این مدخل تنها دارای یک الگوی اسکلتیcv است، که با هیچ زنجیره ای(segments) یا عنصر واکه ای /همخوانی که به زنجیره ای متصل باشد ارتباط ندارد. برای ان که تکواژ نمود واجی بیابد، یک آهنگ واجی(phonemic melody) باید برای هر نقشگاه C وV در الگوی تکواژی نگاشته شود. این مساله در صورتی ممکن می شود ، که بخشی از نمود واجی پایه یا کل آن کپی شود، آن بخشی که کپی می شود ممکن است هیچ سازه ای نباشد.
بنا به عقیده کاتامبا underspecification زبانشناس را به آن قادر می سازد، که دستوری تاحد ممکن اقتصادی بنویسد.
مرنتس(marantz) (1982) از مضاعف سازی کمک می گیردتا قاعده ای دستوری برای اختصاص آهنگ واجی(phonemic melody) به unspecified affix ، بنویسد. این دستوردر بر دارنده مطالب زیر است
شکل الگویCV- مضاعف سازی،
این که آیا الگوی مذبور پیشوند، پسوند، یا درون وند است.
کدام قسمت از پایه به عنوان آهنگ(melody) باید کپی شود.
جهت نگاشت(mapping) : این که آهنگ در ارتباط با الگویCV- از کدام جهت (چپ به راست یا راست به چپ ) نگاشته شده است.
اصول تنظیم کننده(mapping principles) در مضاعف سازی
[ توضیح این که در فارسی و زبان شناسی به map(-ping rule) قاعده تنظیم کننده گویند(ر.ک.همایون، همادخت. واژه نامه زبانشناسی وعلوم وابسته. تهران:موسسه مطالعات وتحقیقات فرهنگی.1372) این اصطلاح علاوه بر زبان شناسی در ریاضی نیز کاربرد دارد و به آن" نگاشت " گویند. در چند سطر بالا (شماره 4) از این روی واژه نگاشت به عنوان معادل گزیده شد که ظاهرا مناسب تر از" تنظیم کننده" می نمود. برای اطلاع از معنی دقیق mapping ر.ک.:
Crystal, David.(1992) A Dictionary of Linguistics and phonetics. ]
معرفی یک وندِ underspecified (پیشوند پسوند یا درون وند)؛
ایجاد یک کپی فاقد ارتباط(unassociated) از آهنگ واجی ریشه یا ستاک یا پایه؛
مرتبط ساختن آهنگ واجی کپی شده به صورت ارتباط یک به یک با اسکلتCV- ؛ واکه ها به نقشگاه واکه ای و همخوان ها با نقشگاه همخوانی. در پیشوند ها ارتباط از چپ به راست است ودر پسوند ها از راست به چپ.
در آخر پاک کردن مواد واجی اضافی یا هرگونه نقشگاهCV- درلایه اسکلتی که در آخر کار بدون هیچ ارتباطی باقی مانده اند.
مثال:در زبان آگتا ( یکی از زبان های فیلیپینی) با استفاده از مضاعف سازی به عنوان پیشوند شکل جمع واژه را می سازند. مثلا در واژه ای همچونtakki به معنی "leg" صورت جمع آن می شود"taktakki ". با توجه به نمودار لایه ای آن:
a. singular b. plural
------------ -----------
C V C C V C V C- C V CC V CVC-CVCCV
| | \ ∕ | à | | \ ∕ | à | | | | | \ ∕ |
t a k i t a k i t a k i t a k t a k i
می بینیم که کل آهنگ زنجیره ای(segmental melody) کپی می شود، بر مبنای اصول تنظیم کننده اشاعده خودکار وجود ندارد. زنجیره ها به طور یک به یک با نقشگاه ها ارتباط می یابند. اما در بخشی که مضاعف شده است، تنها عنصر واکه- ای/i/ است که با هیچ نقشگاهی اتصال نمی یابد. بنا به اصول تنظیم کننده این واکه پاک می شود. (ر.ک. ص.187 از کتاب مورفولوژی کاتامبا)
کاتامبا در ادامه بحث از مضاعف سازی به عنوان پسوند افزایی و مضاعف سازی درونی (درون وند افزایی) نام می برد و برای آنها از زبان هایی مثال می آورد.
تبلیغات 
